حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
205
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
67 . حق سبحان گفت : أنا الحنّان و انا المنّان و أنا الودود ، بندهء من آن است كه محمود باشد به ذكر من و اسم من و محبّت من . 68 . هركه دنياى فانى را شناسد ، مرا نشناسد . و هركه انس خلق شناند ، مرا دوست ندارد . و هركه مرا دوست دارد ، نفع و ضرر دنيا نداند . چون من در بندهء مؤمن نگرم ، او را نورى بينم چون بعضى ملايكهء من . 69 . ملك و ملكوت در صورت آدم و ذريّت او پيداست و خداوند آن را به صنايع و اسماء خود ظاهر كرد ، نزد نزول سبحات او ، از پيدا شدن ملك نزد قرآن كبريا كه او راست قدر و حسنات . 70 . جنان نزديك مىشود هر روز ، زمين مقدّس هر سال يك بار . 71 . واجب است روح مألوف براى اهل محبّت ، مجلس مجيد براى راضيان و قدرت كافى براى متوكلان . 72 . حق تعالى هيچ خلق را نيآفريد به او دوستتر از محمّد و عترت او ، براى ايشان خلق جنان كلّى . 73 . حقّ تعالى با بنىآدم ميثاق بست . پيش از خلق جسد آدم به هفت هزار سال ايشان ارواح بودند ، به حروف ملك و ملكوت سخن گفتند . و حق تعالى از كيف و حدّ منزّه است ، او را مثل نزيبد . او چنان است كه خود گفت ، به آزال و آباد محيط است . ايمان به أمر او همچون ايمان است به عين او . براى اوست حمد منصوب به جميع انوار در جميع آباد . به مشيّت اوست اجساد ، به مجالسهء اوست حقيقت ارواح . 74 . خداوند فرمود : هركه با من منازعت كند ، در چيزى كه من به دو ندادهام ، بستانم از آنچه به او دادهام ، تا توبه كند ، چون توبه كند ، پيراهنى نو در پوشم ، كه پيش از آن نپوشيده است . هركه توبه نكند ، از رحمت خودش خالى كنم و در دوزخ مكانى بنشانم كه هرگز در او نگاه نكنم . هركه به من بخشد آنچه من به دو دادهام ، به محبت خالص ، او را مالك ملكى كنم ، كه فنا راه به دو نداند . 75 . خداوند فرمود : محبّت محبّان من به محبّت من دليل است . ارادت اولياء من به ارادت من دليل است و مشيّت عارفان به مشيّت من دليل است . هرچه هست ، به علم و قدرت و ارادت من است .